" وزیر ارشاد هم گفت که مارتیک، معین، عبدالکریم سروش، و کدیور هم میتوانند برگردند. من که مخالفتی ندارم و بلکه کمی تا قسمتی از بازگشت ایرانیان به کشور استقبال کرده و ایران را وطن همهی ایرانیان میدانم.
به سلامتی آقای نامجو خوانندهی سبک تلفیقی بی سر و صدا کنسرتهایش را لغو کرد و بدون آنکه به کسی (حتّی شارلوت) بگوید به ایران بازگشت. البته پیشتر گفته بود که "دیگر تاب ادامه دادن ندارد.
" وزیر ارشاد هم گفت که مارتیک، معین، عبدالکریم سروش، و کدیور هم میتوانند برگردند. من که مخالفتی ندارم و بلکه کمی تا قسمتی از بازگشت ایرانیان به کشور استقبال کرده و ایران را وطن همهی ایرانیان میدانم.
تنها یک چیز ذهنم را درگیر کرده است و آن این که اگر جوانهایی که چندین سال پیش به جرم گوش دادن به ترانههای معین اذیت شدند و یا کسانی که به سخنان شیخ عبدالکریم سروش علاقه داشتند و در فیلترهای تنگ گزینش گرفتار شدند و دست رد به سینههایشان خورد، از آقای سید عباس صالحی عزیز بپرسند "چه کسی پاسخگوی حقوق از دست رفتهی ماست؟" ایشان چه جوابی خواهند.
چه خوب است حالا که محسن نامجو، شهرام شبپره، مارتیک، معین، شادمهر، سروش، کدیور، و حسین نصر میتوانند به ایران بیایند و به مثابه یک شهروند در کشور خودشان فعالیّت کنند، جوانهایی که به این افراد علاقه دارند و به جرم این علاقه از برخی حقوق شهروندی محروم شدهاند نیز مورد مهر قرار گرفته و تا جایی که ممکن است به حقوق خود برسند.
وقتی عبدالکریم سروش میتواند آن سخنان را بگوید ولی آزادنه به وطن خود آمد و شد کند؛ چرا باید یک استاد دانشگاه به اتّهام تمایل به اندیشههای او از حق تدریس، ترفیع، ارتقا، و تبدیل وضعیّت محروم شود؟ یا وقتی محسن نامجو با وجود این که خود را "بی دین" میخواند و دهها حرف و حدیث پشت سر اوست، میتواند در تهران باشد و احتمالا کنسرت برگزار کند، چرا فردوسیپور، احسان علیخانی، رامبد جوان، علی ضياء و دهها جوان هنرمند دیگر نتوانند مشمول مهربانی و چشمپوشی مسئولان کشور قرار گیرند، حالا که قرار است به منظور افزایش سرمایهی اجتماعی برای ایرانیهای دور از وطن "ابر خطاپوش" باشید، کمی هم برای کسانی که در همین حوالی پای وطن خود ایستادند و در کنار مردمشان بودند آغوش بگشائید.
جای دوری نمیرود.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۵/۶/۷

نظرات کاربران (۰)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ارسال نظر