با گذشت شش سال از آغاز به کار شورای ششم شهر دزفول، اکنون زمان پاسخ به یک پرسش اساسی فرا رسیده است؛ این شورا و مدیریت شهری در این مدت چه مسئله مهمی از شهر را حل کرده‌اند و چه پروژه ماندگاری از خود به‌جا گذاشته‌اند؟ پرسشی که با نگاهی به بی‌ثباتی مدیریتی، تغییر مکرر شهرداران و تداوم بسیاری از مشکلات قدیمی دزفول، بیش از پیش جدی به نظر می‌رسد.

 شش سال زمان کمی نیست؛ دو سال بیش از استقرار یک دولت در کشور. زمانی که می‌توانست بخشی از چهره یک شهر را تغییر دهد و گره قدیمی بجا مانده از قبل را باز کند و پروژه‌هایی ماندگار برای نسل بعد به جا بگذارد. حالا که به پایان دوره ششم شوراها نزدیک می‌شویم، بد نیست عملکرد شورای شهر و شهرداری دزفول را نه با شعار، بلکه با خروجی عملی و وضعیت کنونی شهر دزفول بسنجیم. 
برای نمونه، شیراز؛
بديهي است دزفول نه از نظر جمعیت و نه بودجه با کلانشهر شیراز قابل مقایسه نیست. بودجه شهرداری شیراز در سال ۱۴۰۵ به ۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده و مدیریت شهری این کلان‌شهر از اجرای ده‌ها پروژه کلان و صدها پروژه کوچک سخن می‌گوید.
 پس سؤال این نیست که چرا دزفول به اندازه شیراز مترو، تونل یا بزرگراه نساخته است. سؤال این است که شورای شهر و شهرداری دزفول متناسب با ظرفیت، درآمد و پتانسیل خود، در این شش سال چه پروژه بزرگ و مسئله‌حل نشده ای را به سرانجام رسانده است؟ 
مدیریت شهری شیراز در گزارش‌های خود از افتتاح پروژه‌های بزرگ عمرانی، بزرگراه‌ها، تقاطع‌های غیرهمسطح، خطوط مترو و پروژه‌های گردشگری و سرمایه‌گذاری سخن می‌گوید؛ پروژه‌هایی که بخش قابل توجهی از آنها در شهر قابل مشاهده و برای همه ملموس است.
 در دزفول اما یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های این دوره، بی‌ثباتی ، تشتت بین اعضا، باندبازی، جنگ قدرت و در نهایت افول مدیریت شهرداری و تغییر مکرر شهردار و سرپرست بوده است؛ سیدحسن عیسی‌زاده، محمد عتاب اهوازی، علی قلطاغ ساز به عنوان شهردار و عباس یوسفی، محمد مهرآفرین به‌عنوان سرپرست و پیش از آنها علی انصاری. 
اینجاست که باید از شورای شهر پرسید: اگر اعضای شورا تجربه کافی در پروژه‌های بزرگ شهری، سرمایه‌گذاری، اقتصاد شهری و مدیریت اجرایی نداشته‌اند، چرا دست‌کم سراغ شهرداری باتجربه، اجرایی، اقتصادی، خوش‌سلیقه و آشنا با تجربه شهرهای موفق نرفته‌اند؟
یا اگر در این میان شهرداری با این شاخصه ها انتخاب شده چرا نتوانسته در کنار این شورا موفق عمل کند! 
قرار نیست هر عضو شورا همه‌چیز بداند؛ اما باید بداند برای اداره یک شهر چه کسی را به عنوان شهردار انتخاب کند و چگونه برای اجرای برنامه‌هایش ثبات ایجاد کند. اگر تجربه کافی ندارید، شهرهای موفق ایران و جهان را ببینید؛ مطالعه کنید، روش جذب سرمایه‌گذار، حل گره‌های ترافیکی، توسعه فضای شهری و ایجاد منابع درآمدی جدید را بررسی کنید و از مدیرانی استفاده کنید که این تجربه را دارند.
 هیچ شهری و هیچ اداره و ارگانی نباید در محدوده دانسته‌ها و تجربه چند مدیر محدود و امتحان پس داده محصور بماند. از سوی دیگر، وقتی در یک دوره بارها شهردار و سرپرست تغییر می‌کنند، مسئولیت این بی‌ثباتی را نمی‌توان تنها متوجه شهرداران دانست. اگر شهردار اول انتخاب مناسبی نبود، چه کسانی او را انتخاب کردند؟ اگر شهردار بعدی هم موفق نبود، چه کسانی برنامه‌اش را پذیرفتند؟ و اگر این چرخه چند بار تکرار شده، سهم شورای شهر در آن چه بوده است؟ 
اما مهم‌تر از اسامی مدیران، مشکلاتی است که باید در شهر حل می‌شد که نشد مشکلاتی از قبیل: ۱. مشکل دفع آب‌های سطحی در این شش سال چه میزان حل شد؟ 
۲. ناوگان فرسوده شهری و حمل‌ونقل عمومی چه تحول اساسی پیدا کرد؟
 ۳. در حوزه پسماند چه اقدام ماندگاری انجام شد و به نتیجه رسید و سرنوشت کارخانه بازیافت پس از سالها بلاتکلیفی چه شد؟
 ۴. برای افزایش سرانه و کیفیت فضای سبز چه اقدام بزرگی صورت گرفت و چرا بخشی از فضای سبز موجود در حال خشک شدن است؟ و بخشی از آن از بین رفته است! 
۵. برای مجموعه مهم گردشگری علی‌کله و مشکلات مدیریتی و فرهنگی آن چه الگوی و پلن تازه‌ای ایجاد شد؟ 
۶. چند گره مهم از ترافیک طاقت‌فرسا در مرکز شهر واقعاً برطرف شد؟ 
۷. کمربندی شرق، ادامه بلوار شریعتی تا میدان قیصر و ادامه بلوار شهید محمدزاده تا ملاصدرا چرا تکمیل نشدند؟
 ۸. چرا دال‌های زیرگذر شریعتی به ۴۵ متری هنوز نصب نشده تا بخشی از مشکل ترافیکی منطقه برطرف شود؟ در حالی که این پروژه کوچک به راحتی توسط سازمان عمران شهرداری قابل انجام بود.
۹. از پروژه‌های باقی‌مانده از دوره‌های قبل مانند قائم، طاووس، عقیق و نیایش چند پروژه در این دوره به بهره‌برداری واقعی رسید و در مقابل، چه پروژه شاخصی از صفر در همین دوره آغاز و تکمیل شد؟
 ۱۰. ساختمان جدید شهرداری که بیش از یک دهه معطل مانده، چرا تکمیل نمی‌شود؟
 ۱۱. پارک بزرگ بعثت چرا تعطیل و در حال از بین رفتن است؟
 و سؤال‌های بسیار دیگری که شورای شهر باید درباره آنها به مردم پاسخ دهد. آسفالت، جدول‌گذاری، روشنایی، نگهداری فضای سبز و تکمیل بوستان‌ها و جمع آوری زباله وظایف ذاتی ضروری و روزمره شهرداری هستند؛ اما نمی‌توانند تمام میراث شش سال شورای شهر و مدیریت یک شهر باشند.
شرایط اقتصادی کشور دشوار بوده و جنگ و بحران نیز بر مدیریت شهرها تأثیر گذاشته است؛ اما این شرایط تنها مختص دزفول نبوده است. بنابراین شهروندان حق دارند بپرسند سهم ضعف برنامه‌ریزی، انتخاب مدیران و بی‌ثباتی مدیریتی در عقب‌ماندن دزفول در مقایسه با شهرهای همتراز خود، چقدر بوده است؟ 
بحث بر سر خوب یا بد نامیدن یک شورا نیست؛ معیار ساده‌تر از این حرف‌هاست: بعد از شش سال، خروجی ملموس را صادقانه روی زمین نشان دهید.
 شش سال، یک دولت و نیم زمان بوده است. اکنون شورای ششم دزفول باید بتواند روشن پاسخ دهد: کدام مشکل اساسی دزفول را در این شش سال حل کرده‌اید که برای شورای بعد باقی نمانده است؟!